داود بن علينقى وزير وظايف
62
سفرنامه ميرزا داوود وزير وظايف ( فارسى )
« دولت ايران » ، « نايب السلطنه » ، و « قائم مقام » و « ميرزا ابوالحسن » وزير امورخارجه و « ميرزا مسعود » مترجم بودند ، و از طرف « دولت روس » ، « چرتاك بكاويح » و چند نفر ديگر مأمور بودند ، و اين مصالحه در شهر شعبان هزار و دويست و چهل و نه هجرى اتفاق افتاد . در روى مجسمهء سنگى شكل « چرتاك معروتى » را كه فاتح اين شهر است براى دولت « روس » ساختهاند ، خيلى شبيه به آدم ، لباس ماهوت آبى در بر ، كناره به كمر ، در يك دست هم دوربينى بلند ، يك چشمه رو به دريا ايستاده ، تماشاى دريا مىكند ، دور اين مجسمه را خيلى مزيّن ساختهاند ، در جلو عمارت دولتى ساخته شده است . در طرف مغرب هم باغ بزرگ دولتى ، خيابانهاى خوب ، درختهاى جنگلى ، تك تك هم درخت سيب ديدم ، برف زيادى باريده و هوا سرد است ، يك نوع « فايتون » « 1 » اينجا ديدم كه بدون اسب و بدون بخار حركت مىكرد و بر روى راه آهن ، در جلو يك دسته فنرى داشت كه گاهى حركت مىداد ، و اين « فايتون » حركت مىكرد ، ولى روى كوچه سيمى كشيده بودند ، از سيم تلگراف اندكى كلفتتر ، سيمى هم در بالاى اطاق اين ارّابه « 2 » بود كه با حلقه به آن سيم روى كوچه اتصال داشت ، در سر كوچهها هم سيم منشعب مىشده ، و اين حلقهها با اراده آن يك نفر ارّابه چى از هر راه كه مىخواست مىرفت « 3 » ، متصل هم زنگ خبردار مىزد ، شش ساعت تمام ، كشتى در اينجا توقف كرد ، قدرى پرتقال خريدم ، سيب خيلى درشت در اينجا ديدم كه تقريباً هر يكى يك چارك مىشد ، پرتقالهاى خيلى پرآب و خوش طعم بود ، گنجشگهاى فراوان در ميان خيابانها مىنشست ، اما خيلى بزرگ ، هر كدام دو مساوى گنجشگهاى « ايران » بود ، درخت سبز ، يعنى شاخههاى سرو بسيارى به كشتى آورده ، مىبردند به « عدسه » براى عيد ، مرد و زن بسيارى هم از اينجا به كشتى آمده .
--> ( 1 ) - فايتون كه در متن به اشتباه فايطون نوشته شده به معنى درشكه ، يا كالسكه سبك است . ( 2 ) - در متن ارابه آمده است و در لغت به معنى گارى ، يا گارى دوچرخهاى است . ( 3 ) - كالسكههاى برقى چيزى شبيه اتوبوسهاى برقى فعلى .